Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


˙·٠•●♥حس زیبا ♥●•٠·˙

من سزاوار این فراموشی نبودم

همانطور که تو

لایق این عشق نبودی !

الهی

به حکم انسان بودن ، مرا از قدم زدن در بیراه ها عفو کن

و به حق مهربانیت، تمامی آثار آنها را از زندگی امروز و فرداهایم محو نما.

ایمانی به من عطا کن تا پای در راهی گذارم که تو می خواهی.

راهی تا ابد ممتد و روشن.

وقتی دستش را عاشقانه می گیری

تازه می فهمی دوست داشتن را باید میانِ دستانش احساس کنی.

خوشبختی اون چیزی نیست که همه از بیرون می بینن

خـــوشـــبــخــتی تـــو دل آدمـاســــــت !

 گاهــــی دلم بی هــوا، هوایت را میکنــد ...

هوای تویی که هیـــچ گاه هوایم را نداشتــــی ...!!!

خیلی وقتا بهم گفتن چرا می خندی

بگو ما هم بخندیم.

اما هرگز نگفتن چرا غصه می خوری

بگو ما هم بخوریم !

همیشه دلتنگی به خاطر نبودن شخصی نیست !

                              گاهی به علت حضور کسی در کنارت است ؛

                                                                                                که حواسش به تو نیست !!!

وقتی که می گویی دوستت دارم

اول روی این جمله فکر کن

شاید نوری را روشن کنی

که خاموش کردن آن به خاموش شدن او ختم شود !

 

+نوشته شده در پنج شنبه 3 اسفند 1391برچسب:عشق,علاقه,محبت,هستی,عکس,جدایی,نفرت,زیبا,شعر ,گل, جدایی, افسوس ,شادی,احساس,بغض,گریه ,عکس عاشقانه,چشم ,قلب,تنها,دلخور ,عکس جدایی,ساعت23:49توسط وحید SODAGAR | |

خیلی سختِ نگه داشتنِ بغض پشت تلفن !!!

مخصوصاً وقتی که میخوای نفهمه هی قورتش میدی هی…..

اما آخر هم چیکه چیکه اشکات گونه هاتو خیس میکنه

اون موقعست که یهو تلفنُ قطع میکنی بعدشم میگی خودش قطع شد

به خدا خیلی درد داره…..

+نوشته شده در پنج شنبه 3 اسفند 1391برچسب:عشق,علاقه,محبت,هستی,عکس,جدایی,نفرت,زیبا,شعر ,گل, جدایی, افسوس ,شادی,احساس,بغض,گریه ,عکس عاشقانه,چشم ,قلب,تنها,دلخور ,عکس جدایی,ساعت23:46توسط وحید SODAGAR | |

چه رسم جالبی است !!!

محبتت را می گذارند پای احتیاجت

صداقتت را می گذارند پای سادگیت

سکوتت را می گذارند پای نفهمیت

نگرانیت را می گذارند پای تنهاییت

و وفاداریت را پای بی کسیت

و آن قدر تکرار می کنند که خودت باورت می شود که تنهایی و بی کس و محتاج !!!

کودک گفت: «گاهی اوقات قاشق از دستم می افتد.»

     پیرمرد گفت: «من هم همینطور.»

        کودک آرام نجوا کرد: «من شلوارم را خیس می کنم.»

           پیرمرد خندید و گفت: «من هم همین طور.»

             کودک گفت: «من خیلی گریه می کنم.»

پیرمرد سری تکان داد و گفت: «من هم همین طور.»

     «اما بدتر از همه این است که…»

          کودک ادامه داد: «آدم بزرگ ها به من توجه نمی کنند.»

             بعد کودک گرمای دست چروکیده ای را حس کرد.

                 پیرمرد با بغض گفت: «می فهمم چه حسی داری ، می فهمم.»

+نوشته شده در پنج شنبه 3 اسفند 1391برچسب:عشق,علاقه,محبت,هستی,عکس,جدایی,نفرت,زیبا,شعر ,گل, جدایی, افسوس ,شادی,احساس,بغض,گریه ,عکس عاشقانه,چشم ,قلب,تنها,دلخور ,عکس جدایی,ساعت23:28توسط وحید SODAGAR | |

عشق را در چشم تو روزی تلاوت می کنم

       با همه احساس خود را با تو قسمت می کنم

        مرز بی پایان مهرت را به من بخشیده ای

در جوابت هر چه دارم من فدایت می کنم

 هر آهنگی که گوش میدهم ،

به هر زبانی که باشد ، بغضم را میشکند . . .

نمی دانم . . .

بغضم به چند زبان زنده دنیا مسلط است !!

+نوشته شده در پنج شنبه 3 اسفند 1391برچسب:عشق,علاقه,محبت,هستی,عکس,جدایی,نفرت,زیبا,شعر ,گل, جدایی, افسوس ,شادی,احساس,بغض,گریه ,عکس عاشقانه,چشم ,قلب,تنها,دلخور ,عکس جدایی,ساعت23:19توسط وحید SODAGAR | |

مـــرد یعنــی یــک کــوه سخــت ولی نــــرم

دلســنگ اما مهـــربان

خشن اما وفــادار

مغـــرور اما نرم

لجبــــاز ولی همـــدم

دیوانــه ولی عاشـــق….

تقدیم به ” مــردای” با مرام روزگــار

+نوشته شده در پنج شنبه 3 اسفند 1391برچسب:عشق,علاقه,محبت,هستی,عکس,جدایی,نفرت,زیبا,شعر ,گل, جدایی, افسوس ,شادی,احساس,بغض,گریه ,عکس عاشقانه,چشم ,قلب,تنها,دلخور ,عکس جدایی,ساعت23:7توسط وحید SODAGAR | |

حرف هایی هستـنــــــد از جنــــسِ شیـــــشه

زود می شکنند؛

اما ناجور می بُرند.