Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


˙·٠•●♥حس زیبا ♥●•٠·˙

آغوش تو

مترادف امنیت است

آغوش تو

ترس‌های مرا می‌بلعد

لغت‌نامه‌ها دروغ می‌گفتند

آغوش تو

یعنی پایان سردردها

یعنی آغاز عاشقانه‌ترین رخوت‌ها

آغوش تو یعنی "من" خوبم !


 


+نوشته شده در چهارشنبه 04 بهمن 1391ساعت01:47توسط sodagar64 | |

دلـم نـه عـشق ميـخواهد ، نـه دروغــهاي قـشنگ ، نـه ادعـاهاي بـزرگ ، نـه بـزرگهاي

پـر ادعــا ...!

دلـم يـک فنـجان قــهوه داغ ميــخواهد و يــک "دوســــت" ، کـه بـشود بـا او حـرف زد و

بـعد *** پشيـــمان *** نـشد ...!!


+نوشته شده در چهارشنبه 04 بهمن 1391ساعت01:43توسط sodagar64 | |

 


من هرگز دعا نکرده ام که خدا برایم خوشبختی و اسودگی و  بی دردی

 

 
 

آورد! هرگز.

بی درد یک جماد است، گیاه است. انسان ، فهم، احساس، چگونه میتواند

 

 
 

باشد

 

 
و رنج نکشد؛ باشد و دردمند نباشد؟


دکـتــر عـلـی شــریعـتـی

+نوشته شده در چهارشنبه 04 بهمن 1391ساعت01:30توسط sodagar64 | |

 
دلی کنار پنجره نشسته زار می زند
 

و خواب دیده ام شبی مرا کنار می زند

غروب ها که می شود خیال چشمهای تو
 

تو را دوباره در دل شکسته جار می زند

یکی نگاه می کند یکی گناه می کند
 

یکی سکوت می کند یکی هوار می زند

و عشق درد مشترک میان ماست با همه
 

کسی که شعر گفته یا کسی که تار می زند

درست مثل بازی گذشته های شاعری
 

که جای سنگ و گل به دوستش انار می زند

خدا کند به وعده اش وفا کند که گفته بود

 
شبی مرا به جرم عشق خویش دار می زند
  
 
مریم حیدر زاده


+نوشته شده در چهارشنبه 04 بهمن 1391ساعت01:27توسط sodagar64 | |

 


"عاشق" که میشوی ،
 
همه چیز "بی علت" می شود ...
 
و تمام دنیا "علـت" میشود ،
 
تا "عـشق" را از تو بگیرد ..
 
 
 

+نوشته شده در چهارشنبه 04 بهمن 1391ساعت01:25توسط sodagar64 | |



خــواب ها تـمــام میــشونــد ...

تو امــا ....

رویــای بــی انــقــضــای مــنــی ..!!

 

+نوشته شده در چهارشنبه 04 بهمن 1391ساعت01:13توسط sodagar64 | |

 
به کسانی که پشت سرتان حرف میزنند ،

بی اعتنا باشید

آنها به همان جا تعلق دارن ...

"پشت سرتان"


+نوشته شده در چهارشنبه 04 بهمن 1391ساعت01:10توسط sodagar64 | |

 

 

هـــیــــــــس

بــــگذاریــــد بــــرود

مانــــدن التـــــماسی نــــیـــست / ...


 


+نوشته شده در چهارشنبه 04 بهمن 1391ساعت01:01توسط sodagar64 | |

 

     هی تو کمی نزدیکتر بیا ،
اما چیزی نگو
بگذار فقط ،
بگذار چشمهایمان این همه دوست داشتن ها را زیرنویس کنـــد

 




ادامه مطلب...

+نوشته شده در دوشنبه 02 بهمن 1391ساعت01:14توسط sodagar64 | |

صفحه قبل1...101102103صفحه بعد