Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


˙·٠•●♥حس زیبا ♥●•٠·˙

مـــرا به تختم ببندید...

سـیگاری برایم روشـن کنید ...

وتنهایـم بـگذارید ...

هرچقدر هم نالیدم و فریاد زدم به سراغم نیایید...

من دارم او را ترک میکنم ... !!!!!!

اطاقم بوی سیگار میدهد

تنم

لباسم

خیابان هم بوی سیگار میدهد....

... دفتر کارم

تمام ملودی های گیتارم

دفتر شعرم

همه بوی سیگار می دهد

از زمستان سال پیش

تمام لحظه های من

که بوی تو را میداد

فقط بوی سیگار میدهد...!!!


+نوشته شده در شنبه 31 فروردین 1392ساعت23:18توسط sodagar64 | |

فـــرامــوش کــردنـت

   ســـخت نیــست

      کافـیـست دراز بـکـشـم

        و چـشـــم هـایـم را

           بـــرای همیـشه بـبـنــدم


+نوشته شده در پنج‌شنبه 29 فروردین 1392ساعت23:55توسط sodagar64 | |

چـقــــدر ســـخـتــہ

منـــطـقــے فـڪـــر ڪــنــے

وقــتــے اפـــســـاســـاتـــت داره פֿـــفــت مـیــڪــنـہ . . .



+نوشته شده در پنج‌شنبه 29 فروردین 1392ساعت23:47توسط sodagar64 | |

نیمکت عاشقی یادت هست؟

کنار هم، نگاه در نگاه و سکوتمان چه گوش نواز بود..


بید مجنون زیر سایه اش امانمان داده بود،

برگهای رنگینش را به نشانه عشقمان ب
ر سرمان،

می ریخت..

او نیز عاشق بودنمان را به رخ پاییز می کشید

اما اکنون پاییز.. نبودنت را، جداییمان را به رخ

می کشد.


بگو، صدایم کن، بیا تا دوباره ما شویم،

مرحمی بر سوز دلم باش، نگاه کن، پاییز به من


می خندد.
 
بیا داغ جداییمان را به دلش بگذاریم.


بیاکلاغ هارا پر دهیم تا خبر وصلمان را به پرستوها

مژده دهند.


دوباره صدایم کن .....


+نوشته شده در پنج‌شنبه 29 فروردین 1392ساعت23:42توسط sodagar64 | |

لیاقت میخواهـב واژه " ما " شـבלּ

لیاقت میخواهـב "شریڪـ شـבלּ "

تو خوش باش به همیــלּ با هم بوבלּ هـاے امروزت . . .

مـלּ خوشـَم به خلوت تنهـآیـے ام . . .

تو بخـنـב به امروز و مـלּ میخنـבم بہ فرداهایت . . .


+نوشته شده در پنج‌شنبه 29 فروردین 1392ساعت23:29توسط sodagar64 | |

چـه اشـتـبـاه بـزرگـیسـت.......
تلخ کردن زندگی خود

بـرای کـسـی کـه......... در دوری مـا
شـیـریـن تـریـن لـحـظـات
زنـدگـیـش را سپری مـی کـند.


+نوشته شده در پنج‌شنبه 29 فروردین 1392ساعت23:20توسط sodagar64 | |

ترک میکنم و تنهایت میگذارم....
   تا بیش از این انرژی ات را صرف نکنی برای....

     صادقانه دروغ گفتن
         خالصانه خیانت کردن

          و عاشقانه بی وفایی کردن....
     و هر چه بیشتر خودت را از چشمم انداختن...!!!!
و چه حس پوچی بود این که میپنداشتم... لایق اعتمادی...


+نوشته شده در پنج‌شنبه 29 فروردین 1392ساعت23:13توسط sodagar64 | |

يـــادش بـــפֿــيـر

مــטּ بـــودҐ و آرزوے تـ[]ـو

و اویــے وجــود نـداشـت

ايـــטּ روزهــا . . .

تـ[]ـويـے و او

مـــטּ مـــانـدҐ و פֿـــدا . . .


+نوشته شده در پنج‌شنبه 29 فروردین 1392ساعت22:55توسط sodagar64 | |

 

 

 

http://www.shiaupload.ir/images/07492833965893833129.gif

 

 

تقدیم به ...

مرگ مغزی کرده ام ای دوستان همت کنید

تک تک اعضای من را عاجلا"قسمت کنید 

من بجان کندن فتادم ناظران منتظر

پیکرم اهدا نموده برحقیر منت کنید 

قلب عاشق پیشه ام لبریزعشق وعاطفه

نازک است در انتقالش خواهشا"دقت کنید

هان! شماهایی که میزبانان اندام منید

لحظه ای هرگزمباد درعاشقی غفلت کنید

پیروان کیش مهرند جمله ی اعضاءمن

عشق ورزی پیشه وبرعاشقان خدمت کنید

 

http://www.shiaupload.ir/images/07492833965893833129.gif


+نوشته شده در پنج‌شنبه 29 فروردین 1392ساعت14:19توسط sodagar64 | |

فی‌الواقع که چقدر بی چشم و روست این آدمیزاد! 

مثل گرگ، آدم را پاره پاره می‌کند.

 و فردایش راست راست در خیابان راه می‌رود!!

این چه جور گرگی است که تا روز پیش از غارت،

 حتی تا ساعتی پیش از غارت از بره هم رام‌تر می‌نماید؟!!!


+نوشته شده در پنج‌شنبه 29 فروردین 1392ساعت14:11توسط sodagar64 | |