Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


˙·٠•●♥حس زیبا ♥●•٠·˙

 قدرش را بدان … امروز ...

نگذار برای فردا …

قدردانی را نگذار برای روزی که با گلایل سفید به سراغش بروی …

آن روز … نه چشمهایت تحمل می کند …
 
نه دستهایت …

امروز غنیمت است ! قدرش را بدان … قدر مادرت را …
 
پشیمان نمی شوی …

این خط ؛ این هم نشان ….
 

 

+نوشته شده در یکشنبه 11 فروردین 1392ساعت09:35توسط sodagar64 | |

عزیــزم چه زیبـا اجـــرا میکنـی ...

خط به خط تمام گفتــــه هایم را...

خواســـته هایم را...

امــــــــــا...


 امـــــا ... برای دیگری

 

ღ گفت : پای رفتن نـدارم ، راست می گفت !!! بـــا ســر رفـــــت ღ


+نوشته شده در شنبه 10 فروردین 1392ساعت23:09توسط sodagar64 | |

باز یکی بود ، یکی نبود...نه...زیر این گنبد کبود ،


سهم من از ستاره ها ، حتی یه چشمک هم نبود،

صدای قلب ساده رو کسی ازم نمیخره ،

چرا همیشه بی کسی، سهم دل ساده تره.....!!!!

 

اصلا چرا همیشه یکی بود یکی نبود


چرا اون دوتا یکی با هم نبودن 

+نوشته شده در شنبه 10 فروردین 1392ساعت22:53توسط sodagar64 | |

 چه غريبانه رفت

آن پرنده کوچک

وقتي از صداي گريه ام

خسته شد ! ! !

((او حق داشت

من خنده را از ياد برده بودم ))

+نوشته شده در شنبه 10 فروردین 1392ساعت22:47توسط sodagar64 | |

 با یک فنجان چای 

   قورت می دهم همه ی دلتنگیهایم را

      و تلخ نوشته هایم را سر می کشم

        لج کرده ام که برایت بنویسم

         گریه کنم

         عاشقت بمانم

        لج کرده ام دوستت داشته باشم

     گویا این فنجان چای هم با من لج کرده است

طعم شیرین دوست داشتن می دهد

+نوشته شده در شنبه 10 فروردین 1392ساعت22:35توسط sodagar64 | |

 یادت را از من نگیر...
.
بگذار منم مثل سهراب بگویم :.
.
" دلخوشی ها کم نیست "

+نوشته شده در شنبه 10 فروردین 1392ساعت22:23توسط sodagar64 | |

 تا آخر عمرت هم اگه تنها موندی

مهم نیست

فقط نذار به جایی برسه

که

تو آغوش کسی به یاد کسه دیگه باشی

+نوشته شده در شنبه 10 فروردین 1392ساعت22:15توسط sodagar64 | |

 نوشته هایم تکه هایی از وجود من است،

بخوان تا پازل وجودم را بسازی..

نگاه من پر از حرفهای ناگفته است...

+نوشته شده در شنبه 10 فروردین 1392ساعت22:08توسط sodagar64 | |

  باز هم شبهای بی تو بودن

باز هم نفس کشیدن در هوای سمی نبودنت

دلم درد میکند بس که درد دلتنگی نبودنت را به جان خریدم

کاش اینجا بودی

موهایم نوازش دستانت را .....

انگشتانم لمس صورتت را ....

و چشمانم زل زدن نگاهت را کم دارند

و من ....

تو را  !

تمام سهم من از زندگی...!   کاش اینجا بودی

+نوشته شده در شنبه 10 فروردین 1392ساعت22:00توسط sodagar64 | |

 آخـرین تـه سـیـگـــــــــــارهـایـم را
در شـیـشـه ای خـواهـم ریـخـت و

بـه دریــــــــا خـواهـم انـداخـت
شـایـد در سـاحـلـی دور

خــــــــــاکـسـتـر لـحـظـه هـایـم
الـهـام بـخـش شـعـر دخـتـری شـونـد

کـه سـالـهـاسـت
واژه هـایـش در گـلـو گـیـر کـرده انـد..

+نوشته شده در شنبه 10 فروردین 1392ساعت21:55توسط sodagar64 | |

صفحه قبل1...2122232425...103صفحه بعد