Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


˙·٠•●♥حس زیبا ♥●•٠·˙

 
کاش می شد..

انگشت را تا ته حلق فرو کرد

و بعضی دلبستگیها را یکجا بالا آورد

آدمی به خودی خود نمی افتد

اگر بیفتد

از همان سمتی می افتد که به خدا تکیه نکرده است...

 

 

 


 
گر باران ببارد،

باز می آیم درون کوچه ی امید،

و از ترکیب دستانم برایت چتر می سازم

مبادا قطره ای باران،

بیازارد نگاه مهربانت را.


وقـتی از چـشمِ کـسی بیُــفتی ،

مثلِ یــك قـــطره اشک ..

دیگه فــرقـی نمیــکنه کجـــا بـــاشی !؟

گوشه ی چشم ..

رویِ گونه ..

... و یا ..

رویِ خــاک !

تـــو دیـگه چــکیــدی!


آدم هــا بـرای هــم سنگ تمــام مـی گذارنــد،

امــا نـه وقتــی کــه در میانشــان هســتی،

نــــــــه..،

آنجــا کــه در میــان خـاک خوابیــدی،

"سنـــگِ تمــام" را میگذارنـد و مــی رونــد....

 


گاهی دیدن یک عکس دو نفره

تو رو یاد اون نمیندازه

تورو یاد خودت میندازه !

که چقدر شاد بودی

که چقدر خندون بودی

که چقدر جوون بودی

گاهی آدمها دلشون فقط برای خودشون تنگ میشه

من مثل ، که یک عمره دلتنگ خودمم ... خودِ خودم...

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 04 بهمن 1391ساعت08:27توسط sodagar64 | |