Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


˙·٠•●♥حس زیبا ♥●•٠·˙

  چیزی نمانده است پشیمان کنی مرا
با دستهای عاطفه حیران کنی مرا
اینگونه که قرار نبود آشنای خوب!
روزی فدای دغدغه ی نان کنی مرا
آخر چگونه از دلت آمد بهار من!
تسلیم دستهای زمستان کنی مرا
من شکوه ای نمی کنم اما چه عیبی داشت
یک شب به باغ خاطره مهمان کنی مرا


+نوشته شده در چهارشنبه 25 بهمن 1391ساعت20:39توسط sodagar64 | |