Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


˙·٠•●♥حس زیبا ♥●•٠·˙

 يکي از نرم افزارهايي که خدا رو زندگيم نصب کرده ؛ 

اينه که : 

اتوماتيک از هرچي خوشم بياد ، 

به همون شدت ازم دور ميشه... !!!

+نوشته شده در شنبه 05 اسفند 1391ساعت00:18توسط sodagar64 | |

 تو که با آمدنت 

هیچ چیز نیاوردی برایم 

نه آرامش ، نه امید به آینده ، نه ... 

پس چطور با رفتنت 

تمام اینها را بُردی؟؟؟؟؟؟

+نوشته شده در شنبه 05 اسفند 1391ساعت00:13توسط sodagar64 | |

 لعنتی ها
نه این نگاه....
نه این بغض ...

نه این سکوت....
نه این کلمات....نه این فاصله ...
نه این پنجره....نه این دست ها....

نه این تپش ها....
هیچ کدومشون جرات ندارن که به تو بفهمونن
چقـــــــــــدر دلم واست تنگ شده!...

+نوشته شده در شنبه 05 اسفند 1391ساعت00:10توسط sodagar64 | |

 حتی عکستم ندارم که بذارم روبروم...

اونقدر نگاش کنم تا بشکنه بغض گلوم...

+نوشته شده در شنبه 05 اسفند 1391ساعت00:07توسط sodagar64 | |

من گمان كردم رفتنت ممكن نیست

رفتنت ممكن شد...

باورش ممكن نیست

+نوشته شده در شنبه 05 اسفند 1391ساعت00:01توسط sodagar64 | |

آنقدر دلم را شکسته اند

که تمام راه های منتهی به دل خراب شده است

چندیست تابلو زده ام

کارگران مشغول کارند آهسته برانید

نه برای دل شکسته ام

برای شما که از زخم دلم زخم بر ندارید

شاید دلیل شکستن دل ارزان بودن آنست !

 

+نوشته شده در جمعه 04 اسفند 1391ساعت23:51توسط sodagar64 | |

تنهایی را ترجیح می دهم ؛

به تن هایی که

روحشان با دیگریست !!!

+نوشته شده در جمعه 04 اسفند 1391ساعت23:49توسط sodagar64 | |

مراقب باشید !!!

به جای فرشته گرگ را در آغوش نکشید

اینجا دنیای مجازی است….

+نوشته شده در جمعه 04 اسفند 1391ساعت23:42توسط sodagar64 | |

اینجا تا پیراهنت را سیاه نبینند

باور نمی کنند ؛

کسی را از دست داده باشی.

+نوشته شده در جمعه 04 اسفند 1391ساعت23:37توسط sodagar64 | |

عکس متحرک عاشقانه قلب

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی

اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.

دختر لبخندی زد و گفت ممنونم.

تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد.

حال دختر خوب نبود. نیاز فوری به قلب داشت.

از پسر خبری نبود.

دختر با خودش میگفت :

میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی.

ولی این بود اون حرفات.

حتی برای دیدنم هم نیومدی

شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم

آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید.


ادامه مطلب...

+نوشته شده در جمعه 04 اسفند 1391ساعت23:34توسط sodagar64 | |

صفحه قبل1...4950515253...103صفحه بعد