Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


˙·٠•●♥حس زیبا ♥●•٠·˙

وقتی که می گویی دوستت دارم

اول روی این جمله فکر کن

شاید نوری را روشن کنی

که خاموش کردن آن به خاموش شدن او ختم شود !

 

+نوشته شده در پنج‌شنبه 03 اسفند 1391ساعت23:53توسط sodagar64 | |

خیلی سختِ نگه داشتنِ بغض پشت تلفن !!!

مخصوصاً وقتی که میخوای نفهمه هی قورتش میدی هی…..

اما آخر هم چیکه چیکه اشکات گونه هاتو خیس میکنه

اون موقعست که یهو تلفنُ قطع میکنی بعدشم میگی خودش قطع شد

به خدا خیلی درد داره…..

+نوشته شده در پنج‌شنبه 03 اسفند 1391ساعت23:48توسط sodagar64 | |

چه رسم جالبی است !!!

محبتت را می گذارند پای احتیاجت

صداقتت را می گذارند پای سادگیت

سکوتت را می گذارند پای نفهمیت

نگرانیت را می گذارند پای تنهاییت

و وفاداریت را پای بی کسیت

و آن قدر تکرار می کنند که خودت باورت می شود که تنهایی و بی کس و محتاج !!!

+نوشته شده در پنج‌شنبه 03 اسفند 1391ساعت23:36توسط sodagar64 | |

کودک گفت: «گاهی اوقات قاشق از دستم می افتد.»

     پیرمرد گفت: «من هم همینطور.»

        کودک آرام نجوا کرد: «من شلوارم را خیس می کنم.»

           پیرمرد خندید و گفت: «من هم همین طور.»

             کودک گفت: «من خیلی گریه می کنم.»

پیرمرد سری تکان داد و گفت: «من هم همین طور.»

     «اما بدتر از همه این است که…»

          کودک ادامه داد: «آدم بزرگ ها به من توجه نمی کنند.»

             بعد کودک گرمای دست چروکیده ای را حس کرد.

                 پیرمرد با بغض گفت: «می فهمم چه حسی داری ، می فهمم.»

+نوشته شده در پنج‌شنبه 03 اسفند 1391ساعت23:30توسط sodagar64 | |

عشق را در چشم تو روزی تلاوت می کنم

       با همه احساس خود را با تو قسمت می کنم

        مرز بی پایان مهرت را به من بخشیده ای

در جوابت هر چه دارم من فدایت می کنم

+نوشته شده در پنج‌شنبه 03 اسفند 1391ساعت23:28توسط sodagar64 | |

 هر آهنگی که گوش میدهم ،

به هر زبانی که باشد ، بغضم را میشکند . . .

نمی دانم . . .

بغضم به چند زبان زنده دنیا مسلط است !!

+نوشته شده در پنج‌شنبه 03 اسفند 1391ساعت23:21توسط sodagar64 | |

مـــرد یعنــی یــک کــوه سخــت ولی نــــرم

دلســنگ اما مهـــربان

خشن اما وفــادار

مغـــرور اما نرم

لجبــــاز ولی همـــدم

دیوانــه ولی عاشـــق….

تقدیم به ” مــردای” با مرام روزگــار

+نوشته شده در پنج‌شنبه 03 اسفند 1391ساعت23:09توسط sodagar64 | |

حرف هایی هستـنــــــد از جنــــسِ شیـــــشه

زود می شکنند؛

اما ناجور می بُرند.

+نوشته شده در پنج‌شنبه 03 اسفند 1391ساعت23:03توسط sodagar64 | |

هر وقت در خیانت و فریب دادن کسى موفق شدى

        به این فکر نکن که اون چقدر احمق بوده

               به این فکر کن که اون چقدر به تو اعتماد داشته !

+نوشته شده در پنج‌شنبه 03 اسفند 1391ساعت22:59توسط sodagar64 | |

حرفش را ساده گفت من لایق تو نیستم !

                     نمی دانم خواست لیاقتم را به من یاد آوری کند

                                                                             یا خیانت خودش را توجیه !

+نوشته شده در پنج‌شنبه 03 اسفند 1391ساعت22:56توسط sodagar64 | |

صفحه قبل1...5354555657...103صفحه بعد