|
دور نرو بیا کنار دلم من غیر از این هایی که مینویسم نوازش هم بلدم....
+نوشته شده در شنبه 19 اسفند 1391ساعت18:00توسط sodagar64 |
|
من و تو از تبار بی کسانیم در این غوغا چه کس را کس بدانیم کسی نشنیده فریاد کمک را کمک کن تا برای هم بمانیم
+نوشته شده در شنبه 19 اسفند 1391ساعت17:54توسط sodagar64 |
|
مثل کشیدن کبریت در باد دیدنت دشوار است... من که به معجزه ی عشق ایمان دارم میکشم اخرین دانه ی کبریتم را در باد هر چه بادا باد!
+نوشته شده در شنبه 19 اسفند 1391ساعت17:46توسط sodagar64 |
|
ای کاش گذر زمان در دستم بود تا لحظه های با تو بودن را
+نوشته شده در شنبه 19 اسفند 1391ساعت17:37توسط sodagar64 |
|
میپرسی حالت چطور است؟ اگر راست بگویم تو را میشکنم و اگر دروغ بگویم خود را..... من به تا مبادا خنده های تو ترک بخورند.
+نوشته شده در جمعه 18 اسفند 1391ساعت22:30توسط sodagar64 |
|
می خواهم خودم را برایت فدا کنم
+نوشته شده در جمعه 18 اسفند 1391ساعت22:17توسط sodagar64 |
|
+نوشته شده در جمعه 18 اسفند 1391ساعت22:07توسط sodagar64 |
|
فاصله تابش خود را بر دیگران تنظیم کن؛ خداوند خورشید را در جایی نهد که گرم کند ولی نسوزاند . . .
+نوشته شده در جمعه 18 اسفند 1391ساعت21:29توسط sodagar64 |
|
نه دل در دست محبوبی گرفتار نه سر در کوچه باغی بر سر دار از این بیهوده گردیدن چه حاصل؟ پیاده میشوم ، دنیا! ، نگهدار . . .
+نوشته شده در جمعه 18 اسفند 1391ساعت21:18توسط sodagar64 |
|
پرنده ای که بال و پرش ریخته باشد! مظلومیت خاصی دارد! باز گذاشتن در قفسش توهینی است به او! در قفس را ببند تا زندان دلیل زمینگیر شدنش باشد! نه پر و بال ریخته اش… |
About
به وبلاگ من خوش آمدید کانال ما در تلگرام حتما سر بزنید @Asheganehay1 @Statusfun
اسفند 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 تیر 1393 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 Authorsوحید SODAGARSpecificCategories
شعرهای آذری |