|
"فقط برو..."
+نوشته شده در یکشنبه 15 بهمن 1391ساعت20:42توسط sodagar64 |
|
من دیـــوانه ی آن لـــحظه ای هستــم که تو دلتنگم شوی...
بوسه با لـــجبازی، بیشتر می چسبـــد!!!
+نوشته شده در یکشنبه 15 بهمن 1391ساعت20:33توسط sodagar64 |
|
یادت باشد؛ دلت که شکست، سرت را بالا بگیری؛ تلافی نکن، فریاد نزن، شرمگین نباش؛ حواست باشد؛ دلِ شکسته، گوشههایش تیز است؛ صبور باش و ساکت؛ بغضت را پنهان کن، رنجت را پنهان تر؛ گاهی بازی زندگی اینگونه است؛ بازنده فقط کسی است که بازی نکند….
+نوشته شده در یکشنبه 15 بهمن 1391ساعت00:09توسط sodagar64 |
|
یک غنچه بدون شاخه خواهد پژمرد یک شاخه بدون غنچه هم خواهد مُرد سوگند به عشق ، باغبان برگردان بی غنچه دلم تاب نخواهد آورد
+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391ساعت23:51توسط sodagar64 |
|
باید دستها را زیر چانه گذاشت به وسعت قرنها به حقیقت این واژه فکر کرد بعد از “انسانیت” یک کامای بزرگ بگذار شاید به کما رفته باشیم !
+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391ساعت23:46توسط sodagar64 |
|
دل نزد تو است اگر چه دوری ز برم جویای توام اگر نپرسی خبرم خالی نشود خیالت از چشم ترم در قلب منی اگر چه جای دگرم
+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391ساعت23:35توسط sodagar64 |
|
صدایم کن، بیا تا دوباره ما شویم، مرحمی بر سوز دلم باش، نگاه کن، پاییز به من می خندد، بیا داغ جداییمان را به دلش بگذاریم. بیا کلاغ ها را پر دهیم تا خبر وصلمان را به پرستوها مژده دهند. دوباره صدایم کن…
+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391ساعت23:30توسط sodagar64 |
|
دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار که دلت میگیره یه دل دیگه هم دلتنگ غمت میشه.
+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391ساعت23:23توسط sodagar64 |
|
و از تمام تو ، یک دست که قفل شود در دست من !
+نوشته شده در شنبه 14 بهمن 1391ساعت23:12توسط sodagar64 |
|
ممنون که حواست هست ممنون که دوستم داری ممنون که به رویم نیاوردی…. ممنون که لبخند می زنی ممنون که به موقع می آیی ممنون که خدای منی! |
About
به وبلاگ من خوش آمدید کانال ما در تلگرام حتما سر بزنید @Asheganehay1 @Statusfun
اسفند 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 تیر 1393 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 Authorsوحید SODAGARSpecificCategories
شعرهای آذری |