|
آخـرین تـه سـیـگـــــــــــارهـایـم را
+نوشته شده در پنجشنبه 08 فروردین 1392ساعت20:29توسط sodagar64 |
|
نمي گذاشتم به آساني دلم را ببري اگر مي دانستم بعد از تو زندگي كردن چقدر دل مي خواهد ...
+نوشته شده در پنجشنبه 08 فروردین 1392ساعت18:34توسط sodagar64 |
|
آنقدر میوه های سمپاشی شده به خوردمان دادند که این روزها با حرف هایمان هم ، آدم می کشیم . . .
+نوشته شده در پنجشنبه 08 فروردین 1392ساعت18:25توسط sodagar64 |
|
زانوهایم را در آغوش گرفته بودم ، وقتی ... تو برای آغوش دیگری زانو زده بودی
+نوشته شده در پنجشنبه 08 فروردین 1392ساعت18:14توسط sodagar64 |
|
دلم گاهی میگیرد، گاهی میسوزد... گاهی هم... گاهی هم نه خیلی وقتها میشکند ولی بیخیال هنوز هم می تپد...!!!!!!
+نوشته شده در پنجشنبه 08 فروردین 1392ساعت14:58توسط sodagar64 |
|
"مــن" به دنــبال "تــويي" مي گــشت بــراي " مــــــا " شــدن دريــغ که بــازي را "او" بــــرد....
+نوشته شده در پنجشنبه 08 فروردین 1392ساعت14:46توسط sodagar64 |
|
هر جا که می بینم نوشته است : ” خواستن توانستن است ” آتش می گیرم !!! یعنی او نخواست که نشد ؟!
+نوشته شده در پنجشنبه 08 فروردین 1392ساعت14:37توسط sodagar64 |
|
اما نشانيم را براي تو مينويسم.. در عصر هاي انتظار به حوالي بي کسي ام قدم بگذار خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه هاي تنهايي شو .. سپس در کلبه را باز کن .. مرا خواهي ديد با بغضي کويري که غرق اشک پشت ديوار ها نشسته ام.............. ˙·٠•●♥ارسالی زیبا از دوست عزیزم غزل جان♥●•٠·˙
+نوشته شده در پنجشنبه 08 فروردین 1392ساعت14:24توسط sodagar64 |
|
آسمـان هـم کـه بـاشی بـغلت خـواهــم کـرد … فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش هـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد …
+نوشته شده در پنجشنبه 08 فروردین 1392ساعت14:16توسط sodagar64 |
|
نترس… اگر هم بخواهم از این دیوانه تر نمی شوم گفته بودم بی تو سخت می گذرد بی انصاف حرفم را پس میگیرم… بی تو انگار اصلا نمی گذرد!… |
About
به وبلاگ من خوش آمدید کانال ما در تلگرام حتما سر بزنید @Asheganehay1 @Statusfun
اسفند 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 تیر 1393 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 Authorsوحید SODAGARSpecificCategories
شعرهای آذری |