Blog | Profile | Archive | Email | Design by | Name Of Posts


˙·٠•●♥حس زیبا ♥●•٠·˙

تفنگ های پر برای شلیک به مغز های پر ساخته شده اند

و مغز های خالی برای پر کردن این تفنگ ها.

((ناپلئون بناپارت))

+نوشته شده در پنج‌شنبه 10 اسفند 1391ساعت00:24توسط sodagar64 | |

نمی دانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند ،

می گویند حساسیت فصلی است ،

آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم.

+نوشته شده در پنج‌شنبه 10 اسفند 1391ساعت00:18توسط sodagar64 | |

درد داره

  این که یکی میشه همه ی زندگیت

       ولی هیچ جای زندگیت حضور نداره…..!

+نوشته شده در پنج‌شنبه 10 اسفند 1391ساعت00:09توسط sodagar64 | |

کاش همیشه در کودکی می ماندیم

تا به جای دل هایمان

سر زانوهایمان

زخمی می شد.

+نوشته شده در چهارشنبه 09 اسفند 1391ساعت23:26توسط sodagar64 | |

دلم نگرفته از اینکه رفته ای

دلگیرم از

همه دوست داشتنهایی

که گفتی ولی نداشتی.

+نوشته شده در چهارشنبه 09 اسفند 1391ساعت23:04توسط sodagar64 | |

صبر کن سهراب!

گفته بودی قایقی خواهم ساخت!

قایقت جا دارد؟

من هم از همهمه اهل زمین دلگیرم.

+نوشته شده در چهارشنبه 09 اسفند 1391ساعت22:58توسط sodagar64 | |

آری از پشت کوه آمده ام…

چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت، حرام خورد؟!

برای عشق خیانت کرد

برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد

برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند

وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم

می گویند: از پشت کوه آمده!

ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگ ها باشد، تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ! 

+نوشته شده در چهارشنبه 09 اسفند 1391ساعت12:57توسط sodagar64 | |

 

در این خانه ی  متروکه ی ویران را کسی دیگر نمی کوبد

کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم

و من چون شمع می سوزم

و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند

و من گریان و نالانم

و من تنهای تنهایم

درون کلبه ی خاموش خویش اما

کسی حال من غمگین نمی پرسد

و من دریای پر اشکم که طوفانی به دل دارم

درون سینه پر جوش خویش ، اما

کسی حال من تنها نمی پرسد

و من چون تک درخت زرد پاییزم

که هر دم با نسیمی می شود برگی جدا از او

و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند.

+نوشته شده در سه‌شنبه 08 اسفند 1391ساعت23:02توسط sodagar64 | |

نگاهم می کنی اما به سردی

نه تنها من تو هم دنیای دردی

مخواه از من گناهت را ببخشم

تو می دانی که با این دل چه کردی

+نوشته شده در سه‌شنبه 08 اسفند 1391ساعت22:53توسط sodagar64 | |

وقتی تنهایی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا

خودت باشی و خودش!

+نوشته شده در سه‌شنبه 08 اسفند 1391ساعت13:28توسط sodagar64 | |

صفحه قبل1...4243444546...103صفحه بعد