|
همه شب چشم شدم اشک شدم ریزش یک کوه شدم ،ناله ی جانسوز شدم در طلب عشق تو بیمار شدم خاک نشین رخ زیبای تو دلدار شدم به گدایی به در خانه ی تو بیدل و تبدار شدم دربدر کوچه و بازار شدم تاک شدم برسر هر دار شدم در هوس روی تو بد نام شدم صحبت هر برزن و هر بام شدم جغد شبانگاه شدم ذرّه شدم ،آب شدم ،خاک شدم شُهره ی آفاق شدم امید بر باد شـدم وای که من ………خاک شـــــــدم!!
+نوشته شده در سهشنبه 08 اسفند 1391ساعت13:23توسط sodagar64 |
|
خنده ام میگیرد وقتی پس از مدت ها بی خبری بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری میگویی: “دلم برایت تنگ است …….” یا مرا به بازی گرفته ای یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی. دلتنگی ارزانی خودت من دگر دلم را به خدا سپرده ام.
+نوشته شده در دوشنبه 07 اسفند 1391ساعت19:40توسط sodagar64 |
|
تمام محبت خود را به یکباره برای دوستت ظاهر مکن؛ زیرا هر وقت اندک تغییری مشاهده کرد تو را دشمن می پندارد. ((سقراط))
+نوشته شده در دوشنبه 07 اسفند 1391ساعت19:30توسط sodagar64 |
|
قط پلی بودم برای عبورت فکر تخریب من نباش ! به آخر که رسیدی دست تکان بده خودم فرو می ریزم…. !
+نوشته شده در دوشنبه 07 اسفند 1391ساعت19:24توسط sodagar64 |
|
خدایا دستم به آسمانت نمی رسد اما تو که دستت به زمین می رسد بلندم کن…
+نوشته شده در دوشنبه 07 اسفند 1391ساعت19:20توسط sodagar64 |
|
دلم که مهمون نمی خواست کی گفت که مهمونم بشی؟ کی گفت بیای تو قلبم و مهمون ناخونده بشی؟ کی گفت منو صدا کنی با اون چشات نگاه کنی قلبم و از جا بکنی بعدش اونو رها کنی کی گفت یواشکی بیای تو قلب من پا بذاری کی گفت بری و تا ابد رد پاتو جابذاری کی گفت منو شکار کنی شکارت و رها کنی صیدت و تنها بذاری صید دیگه شکار کنی کوه غرور بودم کی گفت بیای و مجنونم کنی کی گفت که تو حصار غم اسیر و زندونم کنی کی گفت که عاشقم کنی زار و پریشونم کنی کی گفت که از عاشق شدن منو پشیمونم کنی کی گفت که از چشای من خواب و بدزدی و بری؟ کی گفت پریشونم کنی٬ کی گفت بری؟ کی گفت بری؟ شاعر: خاطره حیدری زاده منبع: www.khatereh-h.blogfa.com
+نوشته شده در دوشنبه 07 اسفند 1391ساعت19:15توسط sodagar64 |
|
کاشکی الان تو خواب بودم تو رویا یعنی میشه بیدار بشم خدایا؟ بیدار شم و ببینم اینا خوابه یا مثلا حباب روی آبه اما نه این تقدیر شوم منه مثل یه جغد شوم رو بوم منه انگار باید بسوزم و بسازم ای خدا جون مرامت و بنازم نمیدونم تا کی ادامه داره تا کی میخواد بلا واسم بباره تا کی باید هی الکی بخندم چشام و رو بدیها من ببندم همه بگن چه دختر شادیه خوش به حالش از زندگیش راضییه کاشکی دلم غصه پنهون نداشت جغد رو بوم خونمون جون نداشت شاعر: خاطره حیدری زاده منبع: www.khatereh-h.blogfa.com
+نوشته شده در دوشنبه 07 اسفند 1391ساعت19:00توسط sodagar64 |
|
روزهای آخر سال است. به همین زودی هـــــا سال نو را تحویلمان می دهند. هفت سین ما امسال هفت سیلی محکم است که صورتمان را سرخ می کند.
+نوشته شده در دوشنبه 07 اسفند 1391ساعت18:50توسط sodagar64 |
|
به ستاره های آسمون نگاه کن . بهشون بخند اما دل نبنبد . چون چشمکاشون از رو عشق نیست از رو عادته.
+نوشته شده در دوشنبه 07 اسفند 1391ساعت18:42توسط sodagar64 |
|
گوشی موبایلی که توی دست فشرده نشه به خاطر تو بوسیده نشه شب کنار بالش گذاشته نشه چند بار نیمه های شب به خاطر پیام های احتمالی چک نشه گوشی موبایل نیست که صرفا همون گوشت کوب معروفه که به خاطر نداشتن ” تو “ باید روزی صد بار کوبیدش به دیوار! |
About
به وبلاگ من خوش آمدید کانال ما در تلگرام حتما سر بزنید @Asheganehay1 @Statusfun
اسفند 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 تیر 1393 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 Authorsوحید SODAGARLinks
بهترین سرویس ساخت وب سایت رایگان SpecificLinkDump
ساخت وب سایت رایگان Categories
شعرهای آذری |