|
در دفتر خاطراتم نوشتم عشق زیباست... استاد دفتر را دید و گفت: این رویاست... گفتم استاد!! تو از عشق چه میدانی؟! گفت : در عالم عشق ، عاشق همیشه تنهاست...
+نوشته شده در یکشنبه 04 فروردین 1392ساعت14:34توسط sodagar64 |
|
بی دل و خسته در این شهرم دلداری نیست غم دل با که توان گفت که غم خوارینیست شب به بالین من خسته به غیر از غم دوست ز اشنایان کهن یار وپرستاری نیست یا رب این شهر چه شهریست که صد یوسف دل به کلافی بفروشیم و خریداری نیست فکر بهبود خود ای دل به کن از جای دیگر که در اینشهر طبیب دل بیماری نیست
+نوشته شده در یکشنبه 04 فروردین 1392ساعت14:29توسط sodagar64 |
|
نمي دانم چرا هروقتي كه راه زندگي هموار ميگردد بشر تعقيرحالت مي دهدخونخوارميگردد به وقت عيش ونوش مينوازد ساز بي ديني به وقت تنگدستي مومن وديندار ميگردد دراين دنيا كه حتي ابر نميگريد به حال ما همه از ما گريزانند تو هم بگذر ازاين تنها رفيقان يك به يك رفتند مرا با خود رها كردند همه خود درد من بودند گمان كردم كه هم دردنند اگر يار مرا ديدي به خلوت بگو اي بي وفا ای بی موروت غم دادي غم خواري نكردي جوابت باشد به فرداي قيامت
+نوشته شده در شنبه 03 فروردین 1392ساعت14:21توسط sodagar64 |
|
در جوانی آنقدر آه کشیدم که ز جان سیر شدم صورتم گر چه جوان است ولی پیر شدم من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید قفسم به باغی ببرید و دلم شاد کنید در جوانی ناله ها کردم کسی یادم نکرد در قفس جان دادم و صیّاد آزادم نکرد دیدی ای دل که دگر بار غم عشق چه کرد چون شد دلبر و با یار وفا دار چه کرد
+نوشته شده در جمعه 02 فروردین 1392ساعت21:36توسط sodagar64 |
|
منو ميبينيد به من ميگن سيه بخت به من نخنديد آي آدماي خوشبخت منم يروزي روزگاري داشتم جون بودم و عشقی به ياري داشتم اين زمونست كه پيرم كرد به لطف خودسيرم كرد نفهمید چه جوری وصله به زنجیرم کرد ای زمونه چه قدر تو نامردی چه ظلم بی حدی به من تو کردی
+نوشته شده در جمعه 02 فروردین 1392ساعت21:22توسط sodagar64 |
|
جدا که شدیم
+نوشته شده در جمعه 02 فروردین 1392ساعت21:10توسط sodagar64 |
|
درد را از هر طرف که بنویسی همان درد است
+نوشته شده در جمعه 02 فروردین 1392ساعت20:51توسط sodagar64 |
|
دلم با عشق تو عاشق ترین شد تمام لحظه هایم بهترین شد ولی بی مهریت کار دلم ساخت دل تنهای من تنها ترین شد...
+نوشته شده در جمعه 02 فروردین 1392ساعت14:16توسط sodagar64 |
|
وقتی از غربت ایام دلـــــم میگیرد
+نوشته شده در پنجشنبه 01 فروردین 1392ساعت09:57توسط sodagar64 |
|
سکوت کوچه های تار جانم، گریه می خواهد |
About
به وبلاگ من خوش آمدید کانال ما در تلگرام حتما سر بزنید @Asheganehay1 @Statusfun
اسفند 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 تیر 1393 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 Authorsوحید SODAGARSpecificCategories
شعرهای آذری |