|
ای عاشق درانتظارچه نشستی
+نوشته شده در چهارشنبه 30 اسفند 1391ساعت10:48توسط sodagar64 |
|
من به جرم باوفایی این چنین تنها شدم چون ندارم همدمی بازیچه دل ها شدم
+نوشته شده در چهارشنبه 30 اسفند 1391ساعت10:39توسط sodagar64 |
|
زدم فریادخدایا این چه رسمیست.
+نوشته شده در سهشنبه 29 اسفند 1391ساعت22:27توسط sodagar64 |
|
زیبا ترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد . با وفا ترین دوست به مرور زمان بی وفا شد . و این بی وفایی از دوست نیست از روزگار است
+نوشته شده در سهشنبه 29 اسفند 1391ساعت22:13توسط sodagar64 |
|
پرواز چو ميکردم تو بال و پرم بودي هرجا که سفر کردم تو همسفرم بودي در غربت وتنهايي در مستي و هوشياري هر جا نظر کردم تو در نظرم بودي در خواب چو ميرفتم با ياد تو ميخفتم من خاک رهت بودم تو تاج سرم بودي در وحشت وترديدم ره را از تو پرسيدم؟ در ظلمت شبهايم تو راه برم بودي در مهلکه دنيا از خصصم نترسيدم زيرا که به هر تيغي همچون سپرم بودي هر جا که سخن گفتم از عشق تو گفتم هر راه که ميرفتم تو در گذرم بودي
+نوشته شده در سهشنبه 29 اسفند 1391ساعت21:53توسط sodagar64 |
|
” وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که می توان مرتکب شد، چرا باید همان قدیمی ها را تکرار کرد. “ (برتراند راسل)
“Why repeat the old errors, if there are so many new errors to commit" (Bertrand Russel)
+نوشته شده در سهشنبه 29 اسفند 1391ساعت21:40توسط sodagar64 |
|
تصوّرهای باطــــل نــــقش زد آیــــنده ی ما را بــه تصــویری مجازی خط کشید آئینه ی ما را رفــاقـــت ها , مــحبت ها چرا زیبا سرابی بود گذشته لحــــظه های عشق ما آشفته خوابی بـود غـــرورم را لباست میکنم , باز التماست میکنم دو چشمم فرش پایت میکنم , جانم فدایت میکنم شکستن های قلب پر غرورم تحمل کردن روح صبورم شمردن های تکرار شب روز غم شب تلخی و تنهایی روز برای آن دو چشم کهربایی که آتش زد مرا خواهی نخواهی برای بوسه ی هنگام دیدار وداع تلخ آن دو چشم غم دار شکسته قلب من بشکستی و از من نپرسیدی دل سوزنده آهم دیدی و هرگز نترسیدی هنوزم آسمانم را فقط تنها تو خورشیدی که شانیدی به پیرانی مرا از غم تو پاشیدی
+نوشته شده در سهشنبه 29 اسفند 1391ساعت21:31توسط sodagar64 |
|
تکیه بردیوارکردم خاک بر پشتم نشست دوستی باهرکه کردم عاقبت قلبم شکست آن قدر رنجی که دنیا بردل ما میکند بر دل هرکس کند او ترک دنیاکند............
+نوشته شده در سهشنبه 29 اسفند 1391ساعت13:09توسط sodagar64 |
|
کاش می شد عشق را تفسیر کرد خواب چشمان تو را تعبیر کرد کاش می شد همچو گلها ساده بود سادگی را با تو عالم گیر کرد کاش می شد در خراب آباد دل خانه احساس را تعمیر کرد کاش می شد در حریم سینه ها عشق را با وسعتش تکثیر کرد
|
About
به وبلاگ من خوش آمدید کانال ما در تلگرام حتما سر بزنید @Asheganehay1 @Statusfun
اسفند 1393 شهریور 1393 مرداد 1393 تیر 1393 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 Authorsوحید SODAGARSpecificCategories
شعرهای آذری |